|
سلام به همگی!!!!خوبید؟ دیشب تا چهار صبح بیدار بودم یه متن یا شعر قشنگ بنویسم اما چون خوابم می یومد و داشتم اس م اس بازی میکردم در نتیجه فکرم اصلا متمرکز نبود! حالا یه شعر ازخودم البته ماله خیلی وقت پیشه می نویسم. باغ من گل و برگش هیچ است میوه اش تنهاییست ریشه اش اندوه اندوه اندوه.... خاک من دشت پر از دلتنگی ست تنه ام پاکی بی ابهامی ست و سر شاخه ی من بلبل عاشق می خواند شعر! ریشه هایم خود غم و چه بی تاب است برگ سبزم امروز یک شکوفه سر من می خورد غلتی در باد و چه عطری دارد عطر سرشار از دلتنگی ها... من درختی آزاد در دل جنگل شوق اما غمگین دوخته ام چشم به در که بیایی شاید و مرا اندکی از شعله ی عشق سر شار کنی این برای من تک درختی تنها در دل جنگل کافیست.....
|
About![]()
ماها دوتا ادمیم!ایدا و اناهیتا.16 سالمونه.خیلی اهل سینما و موزیکیم.خیلیم ادمای باحال و
Home
|