|
سلام
دیروز زنگ اول فیزیک کنسل شد.زنگ دومم که ریاضی با خانوم ک داشتیم که باز یکم مسخرم کرد!! خودشو با خندیدن به این و اون گرم میکنه!!زنگ سومم شیمی با اقای ج داشتیم که مثه همیشه هیچکی گوش نمیکرد!! شدیم.خانوم تشریف نیاوردن!!سوسن و میترا که بای بای کردن رفتن.بلاخره شبنم بعد از 2ساعت اومد با سوده.من و حسنا تاکسی گرفتیم ولی شبنم گفت من نمیام الان میخوام سودرو راه بندازم!!خلاصه تا یه جاهاییشو با تاکسی رفتیم.بعد جاییو که همیشه با شبنم میرفتیم مجبور شدم پیاده تنهایی برم گفت:سالم رسیدی خونه؟!گفتم:بله.ول خیلی نامردی!! برا سئانس بعد!!.ولی اصلا خسته نشدیم!!چون منو دخترخالم باهم شوخی و اینا میکردیم.واسه خودمون خوش بود تا نوبتمون شد!!رفتیم فیلم انعکاس .جالب بود.قشنگ بود.باحال بود!!یه قسمتایی از فیلمو همه دست میزدن و هورا می کشیدن!!تو این فیلمه کامبیز دیرباز خیلی باحال بود!!یه مرد وفادار!! اومدیم خونه!!همین!! راستی چندتا عکس از بازیگرا و خواننده ها گذاشتم.اگه میخواین ببینین ادامه مطلبو ببینین.بعدم نظرتونو راجع به عکسا بگین.اگرم عکسی چیزی خواستین بگین!! فعلا
سلام
ديشب يه خواب باحال ديدم.خيلي خوب بود!!برا همين صب که بيدار شدم خيلي شنگول بودم!!برنامه ي امروزمو يه مرور کردم.زنگ اول فيزيک که امتحان.زنگ دوم که رياضي هيچي!زنگ سومم که شيمي ميپرسه!!زبانم که کوییز دارم!منم هيچ کدوم از کارامو نکردم.ولي گفتم بي خيال بابا!!چرا الکي حرص و جوش بزنم!!به قول خودم(که هميشه ميگم):بيخيال دنيا!! نشسته بوديمو باهم برنامه ريزي تقلبو ميکرديم که يه دفه دبيره گفت:بچه ها سئوالا دو گروهه.A و B. چندتا فحش بهش داديم!! شبنم وارد بود تو تقلب!برعکس من که مثه خنگا يه دونه تقلبم نتونستم بکنم!!اخه يکي نيست بهم بگه تو که بلد نيستي تقلب کني پس بشين مثه بچه ي خوب درستو بخون!!خلاصه برگه ها رو تقريبا همه سفيد داديم!!! زنگ بعدشم که رياضي داشتيم.من و شبنم و موژان کنار همديگه نشستيم و سوسن و مانيام پشت مانشسته بودن.طبق معمول نشستيم به حرف زدن و خنديدن!!معلمه با شوخي و خنده يه تذکر بهمون داد ولي ما اصلا توجهي نکرديم!!بعد همين طور که بين رديفاي نيمکتا راه ميرف اومد طرف ميز ما و از پشت گردنه منه بدبختو گرفت!! گفتم چطور مگه!!امروز بد شدم؟!!!گفت:نه اتفاقا!چون خيلي شنگوليو همش حرف ميزني برا همين!!خيليم زبلي!!!(يه دفه ياد ملوان زبل افتادم!!همون که اسفناج ميخورد بعد بازوهاشو نشون ميداد!! ميزني!!!همينطور که داري چيزي مينويسي به اون دوتا يه چيزي ميگي و اون دوتارو ميخندوني!!بعد سریع خودتو مشغول نوشتن میکنی!!گفتم:نه ه ه!!من اصلا حرف نميزدم! نميزنه!!نسبت به مانيا!! دبیره گفت:نه اتفاقا!مانيا امروز خيلي حواسش به درسه!! که همش داره درس گوش ميکنه.سوسن گفت:اره شما از جلو نگاه ميکنين فک ميکنين که حواسش هست.ولي اگه از پايين نگا کنين بعد بهتر متوجه ميشين!!( نميزدي.من فک ميکردم خيلي ساکت و ارومي!!(حتما ا ا !! بعد که ميخواستيم بريم خونه با حسنا و شبنم و خودم!!يه تاکسي کورسي گرفتم.بين راه داشتيم درباره ي رانندگي و اينا صحبت ميکرديم!! من:من 18 سالم شه ابرومو که برميدارم.گواهينامه ام که ميگيرم .قدمم يکم بلندتر ميشه!!بعد ديگه کلي عوض ميشم .ديگه هيچکي منو نميشناسه!!همه ميگن اين اناست!!؟؟!! شبنم:حالا نه که قدت بلند نيست! من:نه.الان بزور پام به پدال ميرسه!! حسنا:تو تازه ميخواي 18 ساله که شدي ابروهاتو برداري؟!!زحمت کشيدي!! من:اره.من دوست ندارم خيلي زود ابروهامو بردارم(اخه به نظره من هر سني بايد يه قيافه اي داشته باشه.وقتي ما 15-16 سالمونه چرا بايد قيافه هامونو با ارايشو ابرو برداشتن زنونه کنيم؟!! شبنم:کاراي کلاس رانندگيه منم داره جور ميشه!! من:ا.ايول!!ولي از حالا؟!(اينارو مثه هميشه خيلي با هيجان و با داد ميگفتم!! بعد بچه ها اروم با خنده گفتن انا ساکت!!منظورشون برا رانندهه بود!! منم با صداي بلندم گفتم:راستي شبنم ما مثلا ميخواستيم پياده بريم خونه ها.چي شد؟!!! شبنم و حسنا:انااااااااااااااا!رانندهه بابا!!(اروم گفتن) منم ميخواستم حرف بزنم که رانندهه گفت:که شما وقتي بشيني پشته ماشين ديگه کسيو نميشناسي؟!!!افري ي ين!!بيا پشت ماشين بشين ببينم!!البته خوبه ادم پياده روي کنه ولي الان گرمه!!شماالان برو ورزش کن!!ماها مونديم!!!! اين فضول و پررو بود!! ش !!! ♥ ♥ ♥عیدتونم مبارک خوب دیگه.فعلا
|
About![]()
ماها دوتا ادمیم!ایدا و اناهیتا.16 سالمونه.خیلی اهل سینما و موزیکیم.خیلیم ادمای باحال و
Home
|