تبليغاتX
ღღДnٍِِِِِGêŁ GiŕL$ღღ

ღღДnٍِِِِِGêŁ GiŕL$ღღ

سلام

خوبین؟؟با امتحانای نفس گیر چه طورین؟؟!!با تعطیلیا چیکار میکنین!!


۲-3 روزه دوستامو ندیدم دلم براشون خیلی تنگیده!!چه قد زود گذشت.9 ماه....9ماه پشت اون میزا نشستیم.شوخی

کردیم.دعوا میکردیم.همدیگرو میزدیم.تقلب میکردیم و .....


هی ی ی ی !!در عوض تابستون با همه ی خوشیاش داره میاد!!البته اگه شهریوری نشیم!!!!!

با بروبکسم قرار گذاشتیم هفته ای 2-3 دفعه حتما همدیگرو ببینیم که من مطمئنم ماهی یه دفه هم به زور همدیگرو

میبینیم!!(همش حرفه!)

تابستونم که داداشم میاد.تو یه کشور دیگه درس میخونه.دلم خیلی براش تنگ شده!!19 سالشه.وقتی که بود همش باهم

جنگ و دعوا میکردیم ولی حالا قدر همدیگرو میدونیم.

احتمالا عروسیه پسر خالمم تابستونه.اخ جووون!!بعد از قرنها یه عروسی در پیشه!!!برای عروسی هم که احتمالا میریم تهران.

چندتا کلاسم میخوام برم تابستون که کلاس ریاضی رو شاخشه!!!زبانم همین طور.تنیس و گیتارم دوست دارم .شاید اونا رو هم رفتم.

این پستم که درباره ی برنامه های تابستون بود.انقد نشستم فکرو خیال کردم راجع به تابستونم که  فک کنم تابستونه از لج با

منه که انقد دیر میاد!!بعدشم تو دوران امتحانا که اتفاق خاصی پیش نمیاد که من بخوام راجعبش بنویسم.فقط درس درس

درس س س س!!

میگن برای سالی که کنکور  داریم.کنکور برداشته میشه.حالا اینکه برداشته بشه خوبه برای ما؟به نفعمونه یا به

ضررمون؟مامانم میگه هرجوری بشه بلاخره باید درستو بخونی!!پس به امید اینکه درسا کلا برداشته بشه!!

معلمامون میگن شماها موش ازمایشگاهیین!!!چون اولین سالیه که میخواد کنکور برداشته شه و روی شما ازمایش

میشه!!فک کنم سال دووممون پس باید امتحانا هماهنگ باشه.نه؟!!وای ی ی!!البته امسالم 2تا امتحان هماهنگ

داریم.یکی ریاضی و یکیم زبان فارسی...!!

این کنکورم کم کم داره فکرمو مشغول میکنه.

این اپم فک میکنم خیلی بی ربط بود!!ولی چیزایی بود که میخواستم بگم.

مرسی از اینه این خط زشت و این اپ نسبتا طولانیمو تحمل کردین!!

بازم مثه همیشه چندتا عکس میذارم تا صدای بعضیا بلند نشه که: توکه گفتی تو این وبلاگ عکسم میذاری.پس چی شد؟!!

تو که همش چرت و پرت نوشتی!!

نظرم بدین بد نیست!!هر چی میخواین بنویسین.حتی اینکه مثلا خیلی وبلاگت لوسه!!

 

مریلین منسون(خواننده-که اهنگاش یکم شیطانیه!!من که هم ازش میترسم هم ازش بدم میاد.تو یه برنامه با خنده گفت:من

میخوام بچه های امریکا رو خراب کنم!!!مرسی!!)

 

marilyn-manson.jpg       marilyn_manson_i2956.jpg      the-real-names-of-celebrities_marilyn-manson.jpg

 

لیندسی لوهان(خواننده و بازیگر)

00008876_lindsay-lohan.jpg      0703_en_wr_gente_lindsay_lohan.jpg      lindsay-lohan-party-girl.jpg 

 

هیلاری داف(خواننده)

hilaryduff01.jpg    hilaryduff_concoursgrandrex_250x350.jpg       hilary_duff.jpeg     

Hilary-Duff-Poster-C13103959.jpeg

 

اها.راستی شبنم من برات ۱۰ دفه نظر دادم اما نیمدونم چرا ثبتش نیمکنه.فقط میخواستم بگم حرص نخور...!!نوژان نرفتیم!!

دیدیم بدون تو فایده نداره!۳شنبه باهم میریم.کوفتت شه عروسی!!

                                                                *********        

بچه ها من برای هیچکی نیمتونم کامنت بذارم.میگه نوشتن متن نظر الزامیست!!چیکار کنم؟!!برای همتون کامنت گذاشتم

ولی نرسید. یکی هلپم کنه!!   !!help me,please!!   خلاصه شرمنده ی همتونم!!

فعلا

+نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت12:48توسط اناهیتا | |

سلام سلام صدتا سلام:

رعنا حالش خوبه خوب شده!!دیروزم که رفتیم اردو اونم اومد.همه ی دبیرا و بچه ها ریختن سرش!!!مانیام نیومده بود اردو

باما.چرا؟!چون میخواست بشینه خونه درس بخونه!!!!!انقد از اینجور کارا بدم میاد که خدا میدونه!!اخه مثلا قرار بود امروز

امتحان

 هندسه ی ترم داشته باشیم که کنسل شد و خوشم میاد که مانیا بدجور خورد تو ذوقش!!!

این اردو از بقیه ی اردوها به من بیشتر خوش گذشت.چون ایندفعه زیاد به ما گیر نمیدادن.هرکاری دلمون میخواست میکردیم!!

اول با بچه ها نشستیم چیپس و پفک و اینا خوردیم!!تا جایی که جا داشتیم خوردیم!بعدش با بچه ها زدیم رقصیدیم!یه کلیپی

هست تو گوشیا که فک میکنم همتون دیدین مال کل کل پسرا با دختراست!!که میرقصن تو کلاس.خلاصه.با بچه ها ۳-۴ساعت تمرین

کردیم تا بتونیم اونطوری برقصیم!(بیکاریم دیگه!!!)بعدش گفتیم بریم از کمپامون بیرون یکم بگردیم.رفتیم و رفتیم.میخواستیم

ببینیم اخرش به کجا میرسیم.یه دفعه یه نگهبونه با موتورش اومد و به ما(۱۰ نفر بودیم تقریبا)با دادو فریاد گفت:شماها چوپون

(چوپان)میخواین که مواظب کاراتون باشه!!!!گفت:شما داشتین میرفتین جای اون پسرا!!ما اصلا نیمدونستیم اینجا پسریم

وجود داره!!ماها رو به سمت کمپا همراهی(!)کرد بعد با دادو بیداد گفت:همینجا بمونین تا بگم بیان تکلیفتونو معلوم کنن!!

ماها همه وایستادیم یه لحظه.بعد یهو همه با سرعت نور!!زدیم به چاک!!فرار کردیم!انقد تند میدوییدیم که نفسامون بند

اومده بود!!خلاصه.رفتیم تو کمپمون.یکی از بچه ها قلبش ناراحت بود یکم حالش بد شد.که ۱۰ دقه بعدش خوب شد.بعد خانوم

 پ ناظممون اومد گفت:شماها رفته بودین قسمته غیر مجاز؟!!!بچه هاهم خیلی پایه همه باهم زدن زیره خنده!!گفتن:ما؟!!ما

از اون موقع تو کمپیم!!خانوم پ قبول کرد و شرشو کم کرد!!موقع خوردن غذا شد.چندنفر پیتزا اورده بودن بقیه همه

ساندویچاشونو در اوردن.انقد بچه ها کثیف کاری دراوردن که حالم بد شد!!بعدش باز بحث پسر شروع شد!!یکی از بچه ها

گفت من با یه پسر میچتم که لندنه الان.یعنی ایرانیه مقیم لندنه.بزنگیم با اون!!قرعه افتاد به گوشیه من!!!!زنگیدن و ۲۰ دقه

 هم انگلیسی حرفیدن!!اونم چه انگیسی ای!!دست و پا شکسته!!خیلی ی ی ی خنده بود!!خلاصه!!تو اتوبوسم که همش

شعرو اواز و اینا بود!!خیلی خوش گذشت,خیلی,جاتون حسابی خالی بود!!اینم از امروز من!!یعنی دیروز من!!!!

.

چندتا عکس از جوجو(خواننده)

jojo2.jpg     jojo-2271.jpg      jojo.jpg      

JoJo_150x200.jpg 

 

کریستینا اگویلرا(خواننده)

christina.jpg    

    aguilera2.jpg

 

خوب دیگه بیشتر از این حوصله ندارم!!

بای بای

 

+نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت15:6توسط اناهیتا | |

سلام:

امروز...روز خیلی بدی بود واسم.رعنا دوستم سر یه موضوعی (که یکم خصوصیه) انقد گریه کرد,انقد گریه کرد  که...که بیهوش شد.

زنگ مهارت که مثه زنگای تفریح میمونه واسه ما,هرکس داشت یه کاری میکرد.یکی رمان میخوند.یکی جدول حل میکرد.من و

 مانیا باهم کشتی میگرفتیم!!!خلاصه رعنام واسه خودش داشت بلند بلندگریه میکرد ,اونم از ته دل... ماها میدونستیم

که الان اون دوست نداره کسی دلداریش بده.ولی وقتی دیدیم داره چطوری گریه میکنه,رفتیم که مثلا دلداریش بدیم,سرشو

گذاشته بود رو میز.رفتیم نازش کردیم.باهاش حرف  زدیم.یه دفعه دیدیم اروم شد.هرچی صداش زدیم رعنا.رعنا,جواب

نداد.اخر سرشو بلند کردیم دیدیم بیهوش شده!!اول فک  کردیم زبونم لال...,ولی بعد دیدیم ضربان داره.سرش گذاشتیم

رو صندلیه نیمکت...هممون گریمون گرفته بود.فاطمه بلند بلند گریه میکرد.داد میزد تقریبا.همه بچه ها جمع شدن.معلم

مهارتمونم اومد.بچه ها ماهارو دلداری میدادن...ولی ما تو حال خودمون نبودیم.من و سوسن و مانیا و فاطمه رو بیرون کردن از

 کلاس که کنار رعنا نباشیم.ناظم,مدیر,ابدارچی و خلاصه همه اومدن تو کلاس,کلاسو خالی کردنو رعنارو گذاشتن رو

زمین.ماها هی میومدیم بالا تو کلاسمون که رعنا رو ببینیم...اما گفتن اگه نرین بیرون ما میدونیم با شما!!خانوم پ ناظممون

 گفت:شماها نباید بذارین که رعنا بفهمه غش کرده!!!ماها همینطور با تعجب نگاش میکردیم.گفت:اون الان نمیدونه که غش

کرده.فک میکنه خوابه...!!خلاصه...زنگ زدن بابای رعنا اومد.امبولانسم اومد.نصفه بچه های مدرسه خبردار شده بودن.تو اون

 موقعیت واقعا من بعضیارو شناختم.کسایی که ما و رعنا رو مسخره میکردن و ادا اصول درمیاوردن.و کسایی که گروه ما یه

 زمانی اونارو مسخره میکرد و همین رعنا از همه بیشتر بهشون تیکه مینداخت اومدن ماهارو دلداری میدادن و خودشونم

داشت اشکشون در میومد.با اینکه من اصلا اونا رو مسخره نمیکردم ولی,ولی خیلی خجالت کشیدم...خلاصه,وقتی

امبولانس اومد ادمای توش!!(همون دکتر پرستارا)رفتن بالا رعنارو بهوش اوردن.وقتی رعنا با کمک باباش و یکی از سرایدارا

میومد پایین ماها از تعجب خشکمون زد.رعنا به یه جا خیره شده بود و انگار  هیچی اصلا نمیفهمید...مانیا و سوسن کلاس

ریاضی تقویتی داشتن اما انقد حالشون بد بود که نموندن کلاس.ماها بیشتر به فشارایی که به رعنا میومد واینکه بعدش چی

 میشه فک میکردیم و غصه میخوردیم.رعنا با باباش و سرایداره نشسته بود یه گوشه ی حیاط.همه سوال پیچ کرده بودن مارو

که رعنا چش شده.شاید 90% شون از رو کنجکاوی بود و از همین بیشتر حرصم میگرفت.فضولای...!!من سوار سرویس که

شدم یه دختره اومد گفت که رعنا حالش بد شده...و الانم که ازش خبری ندارم.خدا کنه حالش خوب باشه.خیر سرمونم که

فردا اردو داریم.ببخشید اگه ایندفعه پستم زیاد بود.

 

دعا کنین براش...فعلا

+نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت14:33توسط اناهیتا | |

سلام
امروز روز نسبتا خوبي بود.اين اخره سالي همه ي دبيرا باهامون قهر مي کنن!!خودشونو لوس میکنن!!فک میکنن ماها میریم منت کشی!!


امروزم سومين معلممون باهامون قهريد!
ماهم از خدا خواسته.!!!


دبير زبان فارسي و ادبياتمون ..انقد داد کشيد سرمون.ميگفت خيلي پررو شدين!!(ميخواستم بگم بوديم)  !!


بعد درو کوبيد بهم رفت از کلاس بيرون.بچه ها همه باهم زدن زير خنده!!هدي:بچه ها بياين تا اخر همين نقشرو عملي کنيم تا دبيرا همه وسط زنگ پاشن برن بيرون از کلاس!!انقد بلند بلند ميخنديديم و سروصدا ميکرديم که 5 دقه بعدش دبيره اومد

تو کلاس دوباره


 'گفت:شماها از رو نميرين.!!!بعد هرچي از دهنش دراومد گفت!!ماهم هي ميخنديديم.اونم حسابي حرصش گرفته

بود.خلاصه همون موقع زنگ خورد(خدا رو شکر!!!)


زنگ تفريح ناظممون خانم پ اومد گفت ميخوام جاهارو عوض کنم.خانوم خ گفته خيلي سروصدا ميکردين.گفته 90%

سروصداها از رديف وسط اون اخر(جاي ما 4تا)بوده!!!


رعنا پاشو.اناهيتا پاشو.مانيا توام پاشو!!ماها دادوبيداد کرديم که چرا فقط ماها.گفت الان جاي همرو عوض ميکنم.من پيش

سوسن نشستم.دوستمه.خيلي دختر باحاليه.خيلي دوسش دارم.ميزه اول!!!!!!!!!به سوسن گفتم:من ميرم به خانوم پ

ميگم.از اينجا نه ميشه تقلب کرد نه گوشي دراورد!خانوم پ گفت:من ميدونم سال ديگه کيارو ثبت نام کنم!!(تهديدمون کرده؟؟!!)


کيانا شاگرد زرنگ کلاسمونم جاشو عوض کرد.گفت خانوم خ گفته:چون فکر ميکنه تو المپيادا و اينا هميشه اوله ميتونه

هرکاری دوست داره بکنه!!(بيچاره کيانا!!)
!!!
خلاصه!!زنگ رياضيم انقد سرو صدا کرديم که دبير رياضيمون گفت:واقعا کلاس بيخودي دارين!!اه اه!!(مرسي ي ي!)


زنگ اخرم که هيچي.مهارتها داشتيم که براي ما زنگ تفريح حساب میشه!!ماها که برگشتيم سرجاي خودمون!!سوسنم

اومد  پيش ماها نشست تا گروهمون کامل شه!!


   دبيره ميديد ما داريم باهم ميحرفيم هي ميومد با خنده ميزد تو سروکلمون!!میخواستو یه لگد محکم بهش بزنم بفهمه داره

با کی شوخی میکنه!!!


خلاصه...زنگ اخرم با خوبي و خوشي سپري شد!!

خوب حالام چندتا عکس گذاشتم تا اپم کامل شه!!

 

ریحانا

1350.jpg       rihanna.jpg       rihanna_334357a.jpg     

rihanna.png  

 

پینک

pink.gif

 

مدونا

Madonna-Cherish.jpeg     madonna 29.jpg              madonna.jpg       

madonna.jpg(چقد زشته بدون ارایش!!)

 

خوب نظر یادتون نره بی معرفتا!!

بای بای

 

+نوشته شده در دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت13:43توسط اناهیتا | |

سلام:

روز معلمو به شما دانش اموزا و دانشجوا تبریک میگم!!امروز خیلی خوش گذشت.همش زدیم رقصیدیم.سوت...

دست ....سروصدا!!!دبیر زبانمون گفت:شما به یه فرصتایی احتیاج دارین برای تخلیه ی خودتون!!!اخه ما به بهانه ی اونا هرصدایی بود از خدمون در میوردیم!!عین باغ وحش شده بود!!خیلی خنده بود!!روز دانش اموز که اصلا هیچیییییییییی!!بیخیال!!امروزم چندتا عکس گذاشتم:

کریستینا اگویلرا(خواننده)               چقد تو این عکس زشت شده!!

christina-aguilera.jpg         CHRISTINA AGUILERA195000236.jpg         Christina Aguilera.jpg

art_Christina_Aguilera.jpg  

  aguilera_christina_1.jpg   

    ChristinaAguilera.jpg   

 

میخواستم از بریتنی عکس بذارم.ولی ماشالا هیچ کدوم از عکساش قابل گذاشتن نیست!!!

پاریس هیلتون(خواننده و بازیگر که از طرز لباس پوشید اینو ویکتوریا بکام خیلی خوشم میاد)

 

parishiltonbags_main.jpg  paris_hilton.jpg   paris_hilton_elle7.jpg

 

کایرا نایتلی(که ایدا خیلی دوسش داره)

k_knightley.jpg    

photo_04_hires.jpg  

   7KeiraKnightley4-200.jpg 

  keira_knightley_89.jpg     168237_YDLKLOE4G14UGK2P6QMUEDBHXULLYV_keira_083_retouchee_H173218_L.jpg    001-480.jpg      Keira-Knightley.jpg 

 

یه عالم عکسه دیگم گذاشته بودم که پاک شد!!!!

نظر بدین حتما

بای بای

 

+نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت18:29توسط اناهیتا | |

سلام:

این یه وبلاگ تقریبا جدیده.قبلا خاطره نویسی میکردم,ولی الان  فقط خبر و عکس درباره ی خواننده ها و بازیگراست.اگه خواستین تو قسمت نظرا بگین که از کیا عکس میخواین.

الانم براتون چندتا عکس گذاشتم که امیدوارم خوشتون بیاد:

اشلی سیمپسون(خواننده که عکساش جالبه!!)

Ashlee-Simpson_016.jpg          AshleeSimpson.jpg        ashlee_simpson.jpg   

    ashlee_simpson.jpg  ashlee_right.jpgAshlee_Simpson_umvd009.jpg     cast.jpg    ashlee_simpson.jpg

 

هیلاری داف(خواننده.خیلیم طرفدار داره!!)

Hilary_Duff-Dignity.jpg       Hilary_Duff_poster_black-01.jpg        hilaryduff2.jpg

 

اوریل(خواننده)

avril_lavigne6.gif       Avril-Lavigne-sb03.jpg       avril_lavigne.jpg    avril_lavigne.jpg          avril-lavigne.jpg

 

خوب دیگه.فک کنم برای ایندفعه بسه!!

فعلا بای بای

+نوشته شده در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت13:31توسط اناهیتا | |